السيد محمد حسين الطهراني

5

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)

سپس ميفرمايد : هَا ! إنَّ هَيهُنَا لَعِلْمًا جَمًّا لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَةً ! « آگاه باش ! در اين سينه علم تراكم پيدا كرده ؛ اى كاش كه حاملينى پيدا مىكردم ! » أمّا صد حيف و افسوس كه كسى را پيدا نمىكنم تا علمم را به او آموخته ، او را حامل علم خود قرار بدهم ! چرا ؟ براى اينكه اين علمائى كه اكنون در ميان مردم هستند ، از اين چهار طبقه خارج نيستند ( و هيچكدام از اينها به درد نميخورند ) زيرا كه آنان : يا از علمائى هستند كه : فهمشان ، إدراكشان ، ذِكاوتشان خوب است و گول نميخورند ، و ليكن از جهت إيمان داراى ثُبات و قرارى نيستند كه من بتوانم نسبت به آنان سكون خاطر و آرامش دل داشته باشم . اينها أفرادى هستند كه دين را آلت دنيا قرار داده ، و به علوم خود و نعمتهاى خدا پشت گرم شده ، و بر أولياء خدا مىتازند ، و بر عباد خدا و بندگانش غلبه و خود فروشى و تَعَظُّم مىكنند . و يا از أفرادى هستند كه : مُنقادند ، مُطيعند ، مأمونند ، أمّا فكرشان قوىّ نيست ؛ گول مىخورند ، ساده لوحند و با مختصر شكّى از راه بيرون مىروند . اينها هم به درد نميخورند ؛ زيرا اينها هم قابليّت و ظرفيّت براى تحمّل علم مرا ندارند . و يا اينكه از علمائى هستند كه : فكرشان لذّت و شهوت بوده ، عنان گسيخته در لذّات نفسانى و شهوت رانى ، به أنحاء و أقسام لذّت و شهوت ، أعمّ از مادّى و اعتبارى و حبّ جاه و رياست غوطه ورند . اينها عاشق همين اسم و رَسم ، مقام و منزلت ، حبّ جاه و أمثال اينها هستند . و يا اينكه فريفته جمع أموال دنيوى و مست گرد آورى و ذخيره نمودن حُطام هستند ؛ و در اين صورت اين دو دسته هم نميتوانند پاسداران دين و حاميان شريعت مبين باشند . آرى ، چقدر چهارپايان چرنده به اينها شباهت دارند ! و با اين كيفيّت و چنين وضعيّت است كه علم در أثر مردن عالمان